20080411

جام معرفت

وقتي موسي از خضر (عليهما السلام) درخواست همراهي كرد، خضر گفت: تو نمي‌تواني صبر كني، زيرا از علم ولايت و اسرار غيب آگاه نيستي و صبر براي انساني كه عالم نيست، دشوار است: (وكيف تصبر علي ما لم تحط به خبراً). هر اندازه كه انسان خبير به قضا و قدر باشد، صبرش آسانتر است. براي آن كه انسان بتواند صابر باشد، چاره‌اي جز تحصيل علم و معرفت ندارد. علم و معرفت از سختي حادثه مي‌كاهد و تحملش را در ذائقه انسان شيرين مي‌كند.

20080303

بزرگاني داريم که گويا نداريم!

فاطمه ى زهرا (عليهاالسّلام) با همان وصيّتى كه كرد شبانه دفن شود، پيروز شد و پيروز است. بعد از شهادت حضرت حسين بن على (عليهماالسّلام) ، حضرت زينب(عليهاالسّلام) در اسارت آن چنان مردانه خطبه مى خواند كه گويى در تخت سلطنت قرار دارد. امام سجاد (عليه السّلام) در حال اسارت و در حالى كه غُلّ جامعه به گردن داشت، به سائل ، شاهانه كمک مى كند. ما چنين بزرگان (مرد و زن) داريم كه همه چيز ما از آنهاست، ولى گويا آن ها را نداريم!

20080229

خدا نزديک است!

رسيدن به خدا بسيار آسان است چون خداوند، خود به ما نزديک است؛ «نحن أقرب اليه من حبل الوريد؛ ما از رگ‏گردن به او نزديکتريم». گويا ارتباط ما با خدا اين‌گونه است که اگر خدا در نقطه‏ای از روی زمين ايستاده باشد و من پشت او باشم، بايد دور کره زمين راه بروم، تا به او برسم! و حال آن‌که اگر روی خود را برگردانم، خيلی آسان‏تر به او می‏رسم. گاه خود ما اعمال و کارها را سخت می‏کنيم!
امام سجاد عليه‌السلام می‏فرمايد: تو از خلق خود پنهان نيستی، مگر اين‌که اعمال خراب آن‌ها ميان تو و آن‌ها فاصله ‏شود. يکی از آن اعمال همين است که اشتباه می‏رويم و دور کره زمين را می‏چرخيم، ولی روی خود را بر نمی‏گردانيم. «وجه‌اللهی که اوليا به آن رو می‏کنند، کجاست؟» هر طرف روکنيم، وجه اللّه همان طرف است. فقط بايد روکنيم!
من می‏پذيرم که آن‌چه داريم زيبا و خوب است. عشق، محبت، سوز و... همه حرف‌هايی که شما بهتر از من می‏دانيد، آيا برای ماست يا برای ديگری است؟ آن ديگری، جز خداوند است؟ اگر برای اوست، پس بنگريم که چه‌گونه از آن استفاده می‏کنيم.
کليد درمان رذائل همين است؛ اگر خدا را باور کنم، ديگر دزدی و غيبت نمی‏کنم. حسودی نمی‏کنم. مثلاً اگر دوستان تعريف می‏کنند که آقای فلانی خيلی مرد خوب و باسوادی است، فوراً می‏گوييم: «بله! اما موفق به نماز شب نيست!» اين گفته يعنی: من موفّقم! می‌خواهم او را زمين بزنم؛ چون فکر می‏کنم، بناست محبوب‏تر از من شود! اگر دنبال محبوبيت هستيم، باید ديگران را رها کنيم و دنبال کسی که محبوبيت را اعطا می‏کند، برويم. اگر با اين ديدگاه جلو رفتيم، خواهيم ديد که ترسی از گذشته و آينده نداريم. راحت زندگی می‏کنيم، چون يکی هست که همه کاری از او برمی‏آيد، فقط کافی است من اندکی ارتباط داشته باشم.
گفتاری از حجةالاسلام دکترمرتضی آقاتهرانی

20080226

دليل عقب ماندگي ما!

نتيجه يک وبگردي کلامي زيبا از آيت الله محمدتقي بهجت شد : سيّد بحرالعلوم (رحمه‏اللّه‏) با آن همه بركات، از لحاظ سنّ كمتر از شيخ انصارى (رحمه‏اللّه‏) عمر كرده است! و شهيد اول (رحمه‏اللّه‏) چه قدر كتاب‏هاى نافع و قوى و متين دارد. توفيق در تحصيل چيز ديگر است، توفيق به كثرت اشتغال نيست. خيلى خطرناك است كه ندانيم قُدما چه راهى را مى‏رفتند! دليل عقب ماندگى ما آن است كه اموال شبهه‏ناك مصرف مى‏كنيم، و مال شبهه‏ناك، ايجاد ترديد و شبهه مى‏كند، و به قدر ضرورت و نان خالى اكتفا نمى‏كنيم.
اين‏ها است كه در تحصيل ايمان و يقين و توفيق در تحصيل و آثار و بركات آن اثر دارد، لذا بعضى از علما خودشان در خانه نان تهيه مى‏كردند، تا از جهت طهارت و حليّت آن مطمئن باشند. تصرّف در مالى كه صاحب آن راضى نيست و مصرف كردن آن، در علميّات و عملّيات ما اثر مى‏گذارد. ناصرالدّين شاه به مرحوم كَنى خيلى احترام مى‏گذاشت، لذا او را از پرداخت ماليات معاف كرده بود. ولى مرحوم كَنى به او گفت: خواهش مى‏كنم دستور دهيد از املاك ما هم ماليات بگيرند! و مقصودش اين بود كه از هر جا كم كنند، به ديگران مى‏افزايند، و ازما كه ماليات نمى‏گيرند، به جاى آن از ديگران بيشتر مى‏گيرند. علماى ما، در مصرف قناعت مى‏كردند، و به ديگران رسيدگى مى‏كردند! اما ما راهى را رفتيم و مى‏رويم كه نه به خودمان پرداختيم، و نه به ديگران رسيدگى كرديم؛ بلكه در اثر قناعت نكردن و غَوْر در ماديّات و تجمّلات زندگى هميشه مقروض هستيم. قرض در حقيقت مغلول كردن(در بند کردن) نقدى است. خدا مى‏داند كه انسان چه قدر بايد تلاش كند و از كجا بياورد، تا قرضش را ادا نمايد.

20080225

يک تصميم تازه

بازم سلام
از اينکه دير وبلاگ رو آپديت مي‌کنم معذرت مي‌خوام ، يه تصميم تازه اتخاذ کردم: مي‌خوام از اين به بعد اگه يه مطلب جالبي رو روي وب مشاهده کردم و ديدم که ارزش نشر داره رو تو اين وبلاگ منتشر کنم ، اميدوارم مفيد باشه...
منتظر باشيد..

20080128

نتيجه عشق

گاهي وقتها آدم دلش مي‌گيره و ميره سفر ، البته انتخاب محل مسافرت هم ذوق و سليقه مي‌خواد، من دلم زيارت مي‌خواد، مي‌دوني چرا ؟ چون امسال توفيقي نشد بريم پابوس آقا علي بن موسي الرضا(عليه‌السلام) ، دلم برا آقا تگ شده...
الان به اين فکر مي‌کنم که ما اينقدر مشتاق زيارت آقاييم ، کاري کرديم که دل امام هم براي ما تنگ بشه، اصلا اينقدر رفتيم به مشهدالرضا و "السلام عليک يا علي بن موسي" گفتيم تا حالا جواب سلام آقا رو شنيديم؟(آخه مي‌دونيد که جواب سلام واجبه...نه؟)پاکي مي‌خوادا...جواب سلام شنيدن از آقا رو مي‌گم، اگه شما هم دلتون مثل من به اين زيارتهايي که رفتين و ...خوشه بدونيد که بعضيها بدون اينکه برن زيارت ميرن زيارت! يعني مسافرت نميرن و اين همه راه رو بکوبند و برن مشهد و آخرش هم دست خالي... اونا دلشون و آب و جارو مي‌کنند و غبارشو پاک مي‌کنند و بعد رو به مشهد يه السلام عليک يا امام هشتم مي‌گن و جواب سلام هم مي‌شنون و ...اگه از ماجرا بي‌خبرين باخبر بشين و اگه ا ز دور هوس زيارت کردين پس ما رو هم بي‌نصيب نذارين!

20080126

براي افتتاحيه

به نام خدا
تازه شروع ميکنيم . . . سلام رو که ميگم ، اين هم رو ميگم که کار رو ميخوام شروع کنم ، البته تو بلاگفا يه وبلاگ دارم ولي دلم رو زده . . . بلاگفا رو ميگم، از بس تبليغات نشون ميده و يه جورايي . . . خوب ديگه فعلا که بلاگر رو انتخاب کردم و شروع مي‌کنم ، تا ببينيم چي ميشه... الهي به اميد تو . . .