۱۳۸۶۱۲۱۰

خدا نزديک است!

رسيدن به خدا بسيار آسان است چون خداوند، خود به ما نزديک است؛ «نحن أقرب اليه من حبل الوريد؛ ما از رگ‏گردن به او نزديکتريم». گويا ارتباط ما با خدا اين‌گونه است که اگر خدا در نقطه‏ای از روی زمين ايستاده باشد و من پشت او باشم، بايد دور کره زمين راه بروم، تا به او برسم! و حال آن‌که اگر روی خود را برگردانم، خيلی آسان‏تر به او می‏رسم. گاه خود ما اعمال و کارها را سخت می‏کنيم!
امام سجاد عليه‌السلام می‏فرمايد: تو از خلق خود پنهان نيستی، مگر اين‌که اعمال خراب آن‌ها ميان تو و آن‌ها فاصله ‏شود. يکی از آن اعمال همين است که اشتباه می‏رويم و دور کره زمين را می‏چرخيم، ولی روی خود را بر نمی‏گردانيم. «وجه‌اللهی که اوليا به آن رو می‏کنند، کجاست؟» هر طرف روکنيم، وجه اللّه همان طرف است. فقط بايد روکنيم!
من می‏پذيرم که آن‌چه داريم زيبا و خوب است. عشق، محبت، سوز و... همه حرف‌هايی که شما بهتر از من می‏دانيد، آيا برای ماست يا برای ديگری است؟ آن ديگری، جز خداوند است؟ اگر برای اوست، پس بنگريم که چه‌گونه از آن استفاده می‏کنيم.
کليد درمان رذائل همين است؛ اگر خدا را باور کنم، ديگر دزدی و غيبت نمی‏کنم. حسودی نمی‏کنم. مثلاً اگر دوستان تعريف می‏کنند که آقای فلانی خيلی مرد خوب و باسوادی است، فوراً می‏گوييم: «بله! اما موفق به نماز شب نيست!» اين گفته يعنی: من موفّقم! می‌خواهم او را زمين بزنم؛ چون فکر می‏کنم، بناست محبوب‏تر از من شود! اگر دنبال محبوبيت هستيم، باید ديگران را رها کنيم و دنبال کسی که محبوبيت را اعطا می‏کند، برويم. اگر با اين ديدگاه جلو رفتيم، خواهيم ديد که ترسی از گذشته و آينده نداريم. راحت زندگی می‏کنيم، چون يکی هست که همه کاری از او برمی‏آيد، فقط کافی است من اندکی ارتباط داشته باشم.
گفتاری از حجةالاسلام دکترمرتضی آقاتهرانی

۱۳۸۶۱۲۰۷

دليل عقب ماندگي ما!

نتيجه يک وبگردي کلامي زيبا از آيت الله محمدتقي بهجت شد : سيّد بحرالعلوم (رحمه‏اللّه‏) با آن همه بركات، از لحاظ سنّ كمتر از شيخ انصارى (رحمه‏اللّه‏) عمر كرده است! و شهيد اول (رحمه‏اللّه‏) چه قدر كتاب‏هاى نافع و قوى و متين دارد. توفيق در تحصيل چيز ديگر است، توفيق به كثرت اشتغال نيست. خيلى خطرناك است كه ندانيم قُدما چه راهى را مى‏رفتند! دليل عقب ماندگى ما آن است كه اموال شبهه‏ناك مصرف مى‏كنيم، و مال شبهه‏ناك، ايجاد ترديد و شبهه مى‏كند، و به قدر ضرورت و نان خالى اكتفا نمى‏كنيم.
اين‏ها است كه در تحصيل ايمان و يقين و توفيق در تحصيل و آثار و بركات آن اثر دارد، لذا بعضى از علما خودشان در خانه نان تهيه مى‏كردند، تا از جهت طهارت و حليّت آن مطمئن باشند. تصرّف در مالى كه صاحب آن راضى نيست و مصرف كردن آن، در علميّات و عملّيات ما اثر مى‏گذارد. ناصرالدّين شاه به مرحوم كَنى خيلى احترام مى‏گذاشت، لذا او را از پرداخت ماليات معاف كرده بود. ولى مرحوم كَنى به او گفت: خواهش مى‏كنم دستور دهيد از املاك ما هم ماليات بگيرند! و مقصودش اين بود كه از هر جا كم كنند، به ديگران مى‏افزايند، و ازما كه ماليات نمى‏گيرند، به جاى آن از ديگران بيشتر مى‏گيرند. علماى ما، در مصرف قناعت مى‏كردند، و به ديگران رسيدگى مى‏كردند! اما ما راهى را رفتيم و مى‏رويم كه نه به خودمان پرداختيم، و نه به ديگران رسيدگى كرديم؛ بلكه در اثر قناعت نكردن و غَوْر در ماديّات و تجمّلات زندگى هميشه مقروض هستيم. قرض در حقيقت مغلول كردن(در بند کردن) نقدى است. خدا مى‏داند كه انسان چه قدر بايد تلاش كند و از كجا بياورد، تا قرضش را ادا نمايد.

۱۳۸۶۱۲۰۶

يک تصميم تازه

بازم سلام
از اينکه دير وبلاگ رو آپديت مي‌کنم معذرت مي‌خوام ، يه تصميم تازه اتخاذ کردم: مي‌خوام از اين به بعد اگه يه مطلب جالبي رو روي وب مشاهده کردم و ديدم که ارزش نشر داره رو تو اين وبلاگ منتشر کنم ، اميدوارم مفيد باشه...
منتظر باشيد..